گفتم بیام یک چیزی بنویسم چون خیلی زشته آدم مطلب ننویسه و بلاگ رو هم همچنان باز بزاره .از رژیم خودم بگم تقریبا از همون آخرین پست اصلا وزن نکردم حس می کنم سایز اضافه کردم ولی به روی خودم نمی آرم چون نمی خوام اعصاب خودم رو بهم بریزم اونم توی این گرفتاری کاری.
موضع لاغری صورت روی یادتون هست خیلی جدی داشت پوستم رو داغون می کرد برای همین بهترین روشی که من پیدا کردم خوردن روزانه آب فراون و میوه بود و مصرف مکمل ها با اینکه حس می کنم وزن و سایز اضافه کردم اما صورت برگشت به حالت طبیعی بخصوص دور چشم ها .آهان بگم این رو که خواب به موقع و اندازه هم تاثیر شگرفی داشت .
خلاصه دوستان این شکم و پهلوهای های برآمده رو تصمیم گرفتم با ورزش مداوم کم کنم و صد البته تغذیه رو همچنان مناسب نگه داشتم.مثلا من شب به هیچ وجه شام نمی خورم فقط یک دونه میوه ،یا شیر،یا ماست ،و یا اگر از سالاد ظهر داشته باشم .یک کدوم از این ها رو برای شب انتخاب می کنم .برنج و ماکارونی و نون و شیرینی جات رو هم مثل سابق خیلی کم مصرف می کنم .خیلی زیاد پیاده روی می کنم .
باید تنبلی رو بزارم کنار و ورزش رو جدی کار کنم و تا این برگشت وزن رو جبران کنم حیف این همه زحمت نیست که کشیدم بخوابم خرابش کنم .
+ نوشته شده در شنبه نهم بهمن 1389ساعت 0:45  توسط غزل
|
یک مشورت می خوام بکنم با همه دوستان خوبم
طی روند یک ساله اخیر رژیم من صورتم به شدت لاغر شده .برای همین روند کاهش رو خیلی کندش کردم و سعی می کنم تا حد امکان همه چیز بخورم ولی مهار شده .می خوام از شماها بپرسم پیشنهاد دیگه ای دارید ؟
پ ن : همه نان ها کرب و هیدارت دارن حتی نان ذرت
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 18:16  توسط غزل
|
یک راست می رم سر اصل مطلب ،یک چند وقتی دقیق بخوام بگم سه ماهی هست که هیچ کنترلی روی خوردنم ندارم و به خاطر فشار کاری بیش از حد و خستگی مفرط ورزش رو هم کنار گذاشتم علاوه بر اون یک اشتباه دیگه هم مرتکب شدم اونم اینه که بس دیگران گفتن رژیم نگیر صورتت داره داغون میشه منم کنترل روی خوردن رو از دست دادم .
تا اینکه امروز یکی از شلوارهای جین ام رو که سه ماه پیش به راحتی و به چه زیبایی توی پام می رفت رو پوشیدم و دیدم ای دل غافل این گوشت ها داره از گوشه کنار های شلوار بیرون می زنه چرا ؟؟؟ این شد که حس زشت و بد چاق شدن اومدم سراغم .
از صبح خروس خوون توی محل کارم دستم به خشتکم بود در حال وجب کردن این گوشت های اطراف و اکناف بدنم .اینقدر این کار رو انجام دادم که دیدم یکی از دانشجوهام می پرسه چیزی تون شده ؟دلدرد دارید ؟و بقیه پشت سرش قرص و شکلات آوردن . یکی دوتا از دختر ها هم پیشنهاد نوار بهداشتی و غیره رو دادن .
خلاصه اونجا که از خجالت سرخ شده بودم و نمی تونستم هیچی بگم ولی برگشتم خونه اومدم جلو آینه ایستادم و تا دلتون بخواد با خودم دعوا مرافه کردم بعد هم علی رغم ناهار و صبحانه مفصلی که خورده بودم بخاطر شکنجه کردن بیشتر خودم رفتم روی ترازو ،چشام رو بستم و گفتم یا خدا کم ما و کرم تو ...
همچنین خودم را برای انواع کتک کاری و درگیری و شکنجه بعدی خودم آماده کرده بودم که دیدم بله سه کیلو اضافه وزن رو داره با افتخار نشون میده.
خوب اینکه اضافه کرده بودم خیلی بد و دردناک و از همه اون شکنجه های که قرار بود انجام بدم بدتر بود اما یک جای امیدی برام باقی موند که سه کیلو اضافه وزن طی سه ماه مثل اسب غذا خوردن و هیچ ورزش نکردن خیلی هم بی انصافی نیست .
این شد که به جای کتک کاری و شکنجه و ترور خودم تصمیم گرفتم به قول بچه بالا شهری های تهران با خودم نایس باشم .برنامه ریزی کنم ،متد اسبی خوردن رو فراموش کنم ،ویتامین هام رو جدی مصرف کنم،مثل سابق حتی اگر وقت ندارم ورزش کنم .
خلاصه دوستان این خاطره ای که گفتم یک زنگ خطر برام بود. تصور کنید مثلا به جای سه کیلو یهو هفت هشت کیلو چاق می شدم انوقت یک راست سکته می زدم .
اینا رو هی می آم می گم بخاطر دوستانی که دارند رژیم می گیرند ،تازه کار هستند یا حتی پیش کسوت، خسته نشن و بیان منو به عنوان آینه عبرت نیگا کنن .
رژیم هم مثل همه سیلاب های زندگی بالا و پایین داره فقط رهرو آن نیست گهی تند گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود .
+ نوشته شده در شنبه ششم آذر 1389ساعت 2:49  توسط غزل
|
امروز سالگرد تاسیس این وبلاگ ،جای که به من، در کاهش وزنم خیلی کمک کرد و توسطش دوستای مهربون زیادی پیدا کردم .
یک سالی که گذشت
اتفاقات زیادی توی این سال در مسیر زندگیم افتاد و تقریبا بین ده تا دوازده کیلو در این یک سال کاهش وزن داشتم .هر چند انصافا با مشکلاتی که داشتم خیلی دقیق و منظم نمی تونستم عمل کنم .
تجربه
می خوام تجربه این یک سالم رو بگم . با امتحان و بررسی انواع و اقسام روش های کاهش وزن به این نتیجه رسیدم که ما یک شبه چاق نشدیم که می خوایم یک شبه لاغر کنیم .اگر هم بتونیم این کار رو انجام بدیم به همون سرعت افزایش خواهیم داشت .باید با صبوری و روش صحیح کم کنیم و با دوبرابر اون صبوری، نتیجه گرفته رو حفظ کنیم .خوردن داروهای لاغری و دستگاه های مختلف هیچ کدوم نمی تونن کمک چندانی به ما بکنن همینطور رژیم های عجیب غریب .
من فقط متوجه شدم درست خوردن و ورزش پیوسته، راه کاهش وزن ماندگار هست. توی این یک سال بازگشت وزن من بیشتر از دو کیلو نبوده و با همون سرعت کاهش پیدا کرده چون حتی دوره های که روی رژیم تمرکز نداشتم حواسم به خوردنم بود و از این دشمنان های که زیر اسمشون رو می بریم تا حد امکان دوری می کردم .
۱-قند و شکر ،همه شیرین کننده های مصنوعی
۲- چربی ها (بخصوص روغن های جامد و سرخ کردنی)
۳- کربو هیدارت ها (بخصوص برنج و ماکارونی و پاستا)
افزایش وزن هام درست توی زمانی بوده که مصرف کربو هیدراتم رو بیشتر کرده بودم چون خوشبخاتانه با دو مورد اول کلا فاصله دارم نه اهل شیرینی و شکلات چندانی هستم( بجز دوران پریودی که به یک لیوان هات چاکلت بسنده می کنم ) نه هم غذای چرب می تونم بخورم تا حد امکان غذا رو آبپز و کبابی می خورم.
اما امان از وقتی که مثلا وعده برنجم رو در هفته سه بار کنم .یا یک بار ماکارونی و پاستا بخورم ...
شاید در دید اول کم کردن ۱۲ کیلو توی یک سال شاهکار نباشه و بگید چیزی کم نکردی اما خوبیش اینه که می تونم مطمئن باشم این میزان کاهش چربی ماندگار هست و برای همیشه با بدن من خداحافظی کرده .طی چند سالی که خودم رو از وزن نود کیلو به این وزن رسوندم همیشه همین روش رو طی کردم در غیر اینصورت دوره های که خودم رو مجبور به کاهش وزن سریع می کردم جز خستگی و افسردگی برام باقی نمی موند.اما از این روش آهستگی و پیوستگی نتیجه گرفتم و راضی هستم .
برنامه آینده
تصمیم دارم همین روش رو اما منظم تر و هماهنگ تر، با ورش بیشتر ادامه بدم و ده کیلو باقی مانده رو هم دور بریزم و تلاش کنم برای حفظ نتیجه کنم .
از همه دوستای که هنوز می آن و اینجا رو میخونن ،از همه دوستای که توی این یک سال با مهربونی هاشون همراهی کردن ،از همه دوستانی که حتی من و این وبلاگ رو نمی شناسن و با کاهش وزن ها و نوشتنش توی وبلاگ خودشون به من و امثال من دلگرمی دادن بویژه از توئیگی عزیز که اولین مشوق من بود صمیمانه تشکر می کنم و برای همتون آرزوی شاد ترین و سالم ترین زندگی رو دارم .
+ نوشته شده در دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 18:44  توسط غزل
|
منم مثل همه شماها توی روند کاهش وزن خیلی بالا و پایین دارم.می خوام اعتراف کنم باز وزنم اضافه شد.خوب وقتی آدم بیش از حد کربوهیدرات مصرف می کنه وزنش هم به سرعت بالا می ره .تمام سعیم رو انجام می دم به همون سرعت بیارمش پایین .
امیدوارم اینقدر وقت داشته باشم که بتونم مثل سابق روزانه اینجا بنویسم .
راستی منم به شدت با تویگی موافقم کالری شماری روش خیلی خوبی برای کاهش وزن البته اگر کم کربوهیدارت باشه که عالیه .
+ نوشته شده در جمعه هفتم آبان 1389ساعت 1:0  توسط غزل
|
روش من برای کم کردن توی این دو سال به این شکل بوده یک دوره ای رو خیلی با قانون و سخت رژیم می گیرم و بعد نصف اون دوره رو آزاد عمل می کنم نه پرخوری ولی خوب موادی رو که از خوردنش محروم بودم استفاده می کنم مثل کربو هیدرات ها .توی این روش من افزایش وزن چندانی ندارم البته همیشه توی یک کیلو متغیر بودم .
این روش همراه ورزش هست وقتی بعد از دوره آزادی رژیم رو شروع می کنم که اونم خیلی سخت نیست توش همه چیز هست جز کربو هیدارت ها و قندهای مصنوعی ،کاهش چشم گیری دارم .
اینا رو گفتم شاید بدرد کسی بخوره .
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 21:29  توسط غزل
|
ماست
۱)یکی از غنی ترین منابع کلسیم ،فسفر،ویتامینهای گروه B مانند ریبو فلاوین،اسید پانتوتنیک و روی است.این ماده معده را تقویت و به هضم غذا کمک میکند و از رشد میکروبها در رودهها جلوگیری کرده و در درمان اسهال مؤثر است.
۲)ماست منبع بسیار خوبی برای جذب پروتئین است. در هر250 میلی لیتر ماست تقریبا 14- 10 گرم پروتئین موجود میشد، که تقریبا برابر با 20 درصد نیاز روزانه است.به یاد داشته باشید چربی ها به وسیله پروتین ها سوزانده می شوند .
۳)ماست میتواند باعث کاهش کلسترول خون شود. این ممکن است به علت تأثیر فعالیت باکتریهای زنده و سهولت متابولیسم کلسترول باشد. کسانی که افزایش وزن دارند کم و بیش با خطر داشتن کلسترول دسته و پنجه نرم می کنند
۴)این ماده غذایی نیرو ، نشاط ، مقاومت و چابکی به فرد میدهد و دستگاه بدن را از سموم پاک میکند. به همین دلیل است که در تمام بیماریها ، خوردن آن را تجویز میکنند. یکی از بهترین روش های سم زدای در دوران رژیم و کاهش وزن مصرف ماست است.
۵)ماست باعث کاهش عفونتهای ناشی از قارچها در دستگاه تناسلی زنان میشود.
۶)برای کاهش وزن باید مصرف ماست در رژیم غذایی گنجانده شود. زیرا ماست توانایی بدن را برای سوزاندن چربیها تقویت کرده و حفظ عضلات در وضعیت مناسب را تسهیل میکنند.همچین این ماده مغذی به افزایش متابولیسم بدن کمک می کند .
نکته :هرگز آب ماست را دور نریزید .اگر به یاد داشته باشید قدیمی ها بخصوص مادر بزرگ ها آب ماست را ناشتا قبل از خوردن صبحانه می نوشیدند و اعتقاد داشتند به تعادل وزن آنها و شادابی در طی روز کمک می کند .و این حقیقت دارد .
منبع:اطلاعات شخصی ،سایت رشد
+ نوشته شده در سه شنبه ششم مهر 1389ساعت 22:42  توسط غزل
|
ممنون از همتون که همراه بامن هستید ،پیام هاتون رو که خوندم باورم نمیشد کسی بازم اینجا رو خونده باشه .
آرام جان نون و برنج آدم رو واقعا چاق می کنه من تنها رمز لاغری ام همین کم کردن نان برنج و شیرینی جات ، چربی ها،نوشابه ها،مواد پروداکت شده بود .الان اصلا هوس این چیزا ها رو نمی کنم اگر هم مصرف کنم حالم خیلی بد میشه بجای اینها مصرف میوه و لبنیات رو زیاد کردم من روزی یک پاکت شیر بدون لاکتوز می خورم و حداقل روزی چهار تا میوه تازه .اگر شیر نخورم روزی یک کاسه ماست با خیار می خورم .توی غذام پنیر های کم چرب می ریزم .ماست رو هم خودم درست می کنم اونم بدون چربی .همچنین روزی هشت تا لیوان آب رو می خورم .مدتی هم که پرخوری کنم وزنم اضافه نمیشه چون آهسته کم می کنم و اصولی .
نون و برنج رو بخور ولی خیلی کم .می دونی باید سبد غذایی رو تغییر داد حتی برای بقیه اعضای خانواده .اینقدر غذاهای بدون نون و برنج وجود داره که بسیار هم لذیذ هستند .
اینو برای کسانی می گم که توی کاهش وزن هستند و اینجا رو می خونن.عجله نکنید برای کاهش من از وزن ۹۰ کیلو در طی چند سال خودم رو به ۶۴ رسوندم و هنوزم تا هدف اصلیم که-۵۷ ۵۵ فاصله دارم اما دارم تلاش می کنم .
تنها راه نجات از چاقی تغییر اصولی روش تغذیه است .اگر چاقیم به این خاطر که روش تغذیه مون ایراد داره.
ندای عزیز من در خدمتم ،خانم اف خوشحالم که این وبلاگ شما رو تشویق کرد مطمن باشید من ادامه می دیم دیگه اجازه نمی دم کسی منو چاق خطاب کنه .هر چند حالا همه شروع کردن به گفتن چقدر لاغری!!!! .....
+ نوشته شده در شنبه سوم مهر 1389ساعت 1:28  توسط غزل
|
امممم راستش خجالت می کشم چیزی بنویسم اینقدر تاخیر داشتم که نمی دونم چی باید بگم .درسته با خودم قرار گذاشته بودم که تا به وزن ۶۵ نرسم ننویسم اما راستش رو بخواید خیلی وقته از این وزن هم رد کردم اما به خاطر گرفتاری زیاد نمی تونستم بنویسم .
آخرین باری که وزن کردم تقریبا دو هفته پیش ۶۴ کیلو شدم البته ۶۳.۷۰۰ که خوب من رندش می کنم الان نمی دونم اضافه شدم یا کم چون درگیرم و می دونم دارم پرخوری یا ناسالم خوری می کنم می زارم که یک هفته دیگه بگذره برم توی روند نرمال زندگی و بعدش وزن کشی و مطمن باشید می آم اعلام می کنم .
از همه شماها که اینقدر خوب و مهربونید تشکر می کنم باور کنید وبلاگ های شما ها رو می خوندم اما بشدت گرفتارم ، ۱۴ ساعت کار روزانه برام رمق نوشتن نمی زاره
می خوام دینم رو به شما ادا کنم و تجربیاتم رو برای این کاهش تا اینجا بگم .
من یک دوره هر روزه شنا رفتم که به شدت توی فرم گرفتن بدنم تاثیر مثبت داشت .توی رژیمم نان و برنج رو تقریبا حذف کردم و فقط یک روز در هفته می خوردم .میوه و سبزی تازه همراه آب فراوان استفاده می کردم .
یک مدتی ال کارنتین رو هم مصرف کردم که هیچ تاثیر مثبتی در روند کاهش وزن نداشت بنابراین باز هم مثل همیشه با داروهای لاغری مخالفت خودم رو اعلام می کنم .
مکمل های ویتامین بخصوص زینک پلاس معجزه گر هستند فراموششون نکنید .از خراب شدن پوست و ریزش مو جلوگیری می کنن .
بازم تشکر می کنم و همتون رو می بوسم
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389ساعت 7:27  توسط غزل
|
بدون هیچ توضیح اضافی شدم ۶۸ کیلو اصلا باورم نمیشه طی یک هفته بجای کاهش وزن دو کیلو افزایش داشتم
تصمیم دارم تا زمانی که به ۶۵ نرسیدم دیگه اینجا ننویسم .ولی به همتون سر می زنم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 12:23  توسط غزل
|